ملک الشعرای بهار***malekolshoara bahar

سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
ملک الشعرا بهار
نویسنده: پروانه | ارسال شده در شنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1385

 

معرفی محمدتقی بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک الشعرا شاعر نویسنده وسیاستمدار ایرانی در سال ۱۲۶۵ در مشهد متولد شد.پدرش صبوری ملک الشعرای آستان قدس رضوی بود.پس از مرگ پدرش مظفرالدین شاه لقب ملک الشعرا را به محمد تقی اعطا کرد.در انقلاب مشروطیت ازراه نثر روزنامه های تازه بهار و نوبهار به یاری این جنبش برخاست.۶بار به وکالت مجلس برگزیده شدو یکبار به وزارت فرهنگ رسید.بهار در فنون شعرقدیم وجدید مهارت داشت واستادانه معانی نو را در قالب شعرکهن میریخت.وی علاوه بر تصحیح بعضی متون قدیم کتاب سبک شناسی را در سه جلد و نیز تاریخ احزاب سیاسی را به رشتهء تحریر درآورد.مهمترین اثر برجای مانده از بهار دیوان شعر اوست.

       دریابنفش ومرز بنفش وهوابنفش        جنگل کبود وکوه کبود و افق کبود

 




یا که به راه آرم این صید دل رمیده را

یا که به راه آرم این صید دل رمیده را
یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن
یا به تو واگذارم این جسم به خون تپیده را
کودک اشک من شود خاک‌نشین ز ناز تو
خاک‌نشین چرا کنی کودک نازدیده را؟
چهره به زر کشیده‌ام، بهر تو زر خریده‌ام
خواجه! به هیچ‌کس مده بنده‌ی زر خریده را
گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کنی
کی ز نظر نهان کنم، اشک به ره چکیده را؟
گر دو جهان هوس بود، بی‌تو چه دسترس بود؟
باغ ارم قفس بود، طایر پر بریده را
جز دل و جان چه آورم بر سر ره؟ چو بنگرم
ترک کمین گشاده و شوخ کمان کشیده را
خیز، بهار خون‌جگر! جانب بوستان گذر
تا ز هزار بشنوی قصه‌ی ناشنیده را

شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ

شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ
شب تا به سحر گریه‌ی جانسوز و دگر هیچ
افسانه بود معنی دیدار، که دادند
در پرده یکی وعده‌ی مرموز و دگر هیچ
خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات
مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ
زین قوم چه خواهی؟ که بهین پیشه‌ورانش
گهواره‌تراش‌اند و کفن‌دوز و دگر هیچ
زین مدرسه هرگز مطلب علم که اینجاست
لوحی سیه و چند بدآموز و دگر هیچ
خواهد بدل عمر، بهار از همه گیتی
دیدار رخ یار دل‌افروز و دگر هیچ

رخ تو دخلی به مه ندارد

رخ تو دخلی به مه ندارد
که مه دو زلف سیه ندارد
به هیچ وجهت قمر نخوانم
که هیچ وجه شبه ندارد
بیا و بنشین به کنج چشمم
که کس در این گوشه ره ندارد
نکو ستاند دل از حریفان
ولی چه حاصل؟ نگه ندارد
بیا به ملک دل ار توانی
که ملک دل پادشه ندارد
عداوتی نیست، قضاوتی نیست
عسس نخواهد، سپه ندارد
یکی بگوید به آن ستمگر :
« بهار مسکین گنه ندارد؟»

آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد

آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
خلق را از طره‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد
اول از عشق جهانسوزت مدد خواهیم خواست
پس جهانی را ز شوقت پر شرر خواهیم کرد
جان اگر باید، به کویت نقد جان خواهیم یافت
سر اگر باید، به راهت ترک سر خواهیم کرد
هرکسی کام دلی آورده در کویت به دست
ما هم آخر در غمت خاکی به سر خواهیم کرد
تا که ننشیند به دامانت غبار از خاک ما
روی گیتی را ز آب دیده تر خواهیم کرد
یا ز آه نیمشب، یا از دعا، یا از نگاه
هرچه باشد در دل سختت اثر خواهیم کرد
لابه‌ها خواهیم کردن تا به ما رحم آوری
ور به بی‌رحمی زدی، فکر دگر خواهیم کرد
چون بهار از جان شیرین دست برخواهیم داشت
پس سر کوی تو را پرشور و شر خواهیم کرد

در غمش هر شب به گردون پیک آهم می‌رسد

در غمش هر شب به گردون پیک آهم می‌رسد
صبرکن، ای دل! شبی آخر به ما هم می‌رسد
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟
کز پس آن نوبت روز سیاهم می‌رسد
صبر کن گر سوختی ای دل! ز آزار رقیب
کاین حدیث جانگداز آخر به شاهم می‌رسد
گر گنه کردم، عطا از شاه خوبان دور نیست
روزی آخر مژده‌ی عفو گناهم می‌رسد

اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد

اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
ز حسن و خوبی تو هیچ کم نخواهد شد
برون ز زلف تو یک حلقه هم نخواهد رفت
کم از دهان تو یک ذره هم نخواهد شد
تو پاک باش و برون آی بی‌حجاب و مترس
کسی به صید غزال حرم نخواهد شد
اگر بر آن سری ای ماهرو!که روز مرا
کنی سیاه، به زلفت قسم، نخواهد شد
گرم زنی چون قلم، بند بند، این سر من
ز بندگیت جدا یک قلم نخواهد شد
رقیب گفت: « بهار از تو سیر شد » هیهات!
به حرف مفت، کسی متهم نخواهد شد

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که در دامن صحراست
گوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»
داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو
کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند
گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست
کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند
افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند
اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند
فریاد که گنجینه‌طرازان معانی
گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند
یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند
خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب
کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند



12 نظر

فید وبلاگ
آرشیو
  • اردیبهشت 1385 (1)

چهره های ماندگار و مشاهیر 

دیاکو  

حکیم فردوسی 

حکیم خیام

حکیم بزرگمهر

حکیم ارد بزرگ 

خواجه نصیرالدین توسی 

ابوریحان بیرونی  

امیر کبیر  

خواجه نظام الملک توسی

کوروش

شهاب الدین سهروردی  

حافظ شیرازی 

محمدبن زکریای رازی

احمد کسروی 

ابوالحسن خان صدیقی 

روح الله خالقی 

هوشنگ سیحون 

نادر نادرپور 

هوشنگ مرادی کرمانی 

ایرج جنتی عطائی 

پروین اعتصامی 

ناصرخسرو قبادیانی

محمود حسابی  

قمرالملوک وزیری 

عبید زاکانی 

علی اکبر دهخدا 

نظامی گنجوی 

وحشی بافقی  

محمدرضا لطفی 

عباس اخوین 

محمد مصدق 

محمد قریب 

محمود دولت آبادی 

احمد محمود  

پرویز شاپور 

حجت الله شکیبا 

اکبر عبدی 

سعدی

بیهقی 

محمد علی فردین 

ساموئل خاچیکیان 

ذبیح الله منصوری 

بنان 

اردشیر محصص 

میرزاده عشقی

جبار باغچه بان 

گوگوش 

سورنا 

محمد علی جمال زاده  

حسن شماعی زاده 

محمدحسن گنجی 

شهریار

رودکی

خسرو گلسرخی

کمال الملک 

سیمین بهبهانی 

محمد علی اسلامی ندوشن 

بیژن مرتضوی  

معین

خسرو شکیبایی 

حسین علیزاده 

فضل الله رضا

عزت ا.. انتظامی 

باقرخان 

داریوش 

ژاله علو  

شهرام ناظری  

حسین لرزاده 

عطار نیشابوری 

مهدی هاشمی 

عباس میرزا 

ناصر چشم آذر 

اسدالله ملک 

ابوالحسن صبا 

ملک الشعرای بهار 

علی حاتمی 

داریوش مهرجویی 

مرتضی ممیز  

فرهاد مهراد 

ابی حامدی  

ستار خان 

یدالله کابلی خوانساری 

محمد نوری 

پرویز پرستویی 

سیمین دانشور  

علی دایی 

ویگن 

شفیعی کدکنی 

مسعود مرادی 

سیمین غانم 

مهدی اخوان ثالث 

ابومسلم خراسانی 

صادق هدایت 

غلامحسین یوسفی 

پور سینا 

مجید سمیعی

مرتضی حنانه 

فریدون مشیری 

محمد رضا شجریان 

محمدکریم پیرنیا 

علی تجویدی

جمشید مشایخی 

حمیرا  

نیما یوشیج 

علی‌اکبر صنعتی 

مریم زندی 

محمود فرشچیان 

محمود کلاری 

بابک بیات 

داریوش اقبالی 

آرمیک 

محسن دولو  

صمد بهرنگی 

هایده  

پرویز یاحقی

پوران  

جواد معروفی 

مسعود کیمیایی


آخرین ارسالها
  • ملک الشعرا بهار
  • لیست کامل عناوین یادداشتها
سایر
  • بازدیدکنندگان: 55276
  • فید وبلاگ
SusaWebTools

داستانهای کوتاه


جملات کوتاه بزرگان

بخش نخست   بخش دوم

 بخش سوم   بخش چهارم

بخش پنجم   بخش ششم

بخش هفتم   بخش هشتم

بخش نهم    بخش دهم

بخش یازدهم   بخش دوازدهم

بخش سیزدهم   بخش چهاردهم

بخش پانزدهم   بخش شانزدهم

بخش هفدهم   بخش هیجدهم

بخش نوزدهم   بخش بیستم


قالب وبستا قالب ساز تم استدیو